تبليغاتX
عاشقت خواهم ماند

چشم به راه

 


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در شنبه 1387/07/27 ساعت 13:25


چيزهايي كه آموخته ام:

 

 -كسي كه چيزي ندارد كه بخواهد براي خاطر آن جانش را از دست بدهد، چيزي هم ندارد كه بخواهد براي خاطرش زندگي كند.

-روزي را كه خورشيد غروب كرد و تو هيچ كار مفيدي انجام ندادي، جزو عمرت محسوب نكن.

-زندگي رنگ آميزي يك تصوير است نه جمع و تفريق كردن.

-مي تواني ساكت بماني و مردم  خيال كنند تو نفهم هستي يا دهانت را بازكني و شك آنان را از بين ببري.

-اگر به كسي بيست دلار قرض بدهي و او ديگر پيدايش نشود، حتماً ارزشش را داشته كه بابت نديدن او آن پول را از دست بدهي.

-مادرم هميشه ميگفت: زندگي مثل يك جعبه شكلات است، هيچ وقت نمي فهمي براي چي دلت شكلات ميخواهد....

-بگذاريد براي در امان ماندن از خطر دعا نكنم، بلكه دعا كنم تا جسورانه با آن روبرو شوم. بگذاريد دعا نكنم دردم ساكت شود، بلكه دعا كنم بتوانم بر آن غلبه كنم. بگذاريد دنبال دوستي نگردم تا در نبرد زندگي ياري ام كند، بلكه به نيرو و پايداري خودم چشم داشته باشم. بگذاريد آرزو نكنم همين طور در انتظار بنشينم تا  كسي مرا برهاند، بلكه آرزو كنم آنقدر شكيبايي داشته باشم تا بتوانم خود، آزادي ام را به دست آورم.

-يك ساعت خوشي در ميان جمع به يك عمر زندگي بي نام و نشان مي ارزد.

-فقط براي مدت كوتاهي اينجا هستي. شتاب مكن و نگران نباش. با آسودگي گل هاي سر راهت را ببوي.

-زندگي مانند سكه است. ميتواني هر طور كه ميخواهي آن را خرج كني. اما فقط يكبار....

 

در سه كلمه مي توانم آنچه را درباره زندگي آموخته ام بگويم: زندگي ادامه دارد....

 

 

 


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در شنبه 1387/07/27 ساعت 11:18


۱۰ سخن از شهید دکتر علی شریعتی که هر کدام در خودش هزاران سخن دگر نهفته است :

 

۱.مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.

۲.دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

۳.ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

۴.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.

۵.اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

۶.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.

۷..قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

۸.مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.

۹.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.

۱۰.استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است.


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در چهارشنبه 1387/07/24 ساعت 10:4


شکستی قلبمو اما ندیدی رنگ فریادم

 


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در سه شنبه 1387/07/23 ساعت 15:29


رفتی اما...

 

رفتی تا آواره ی عاشق بشم

رفتی تا دربه در این جاده شم

رفتی تا رو آرزوهایه خودم

تا ابد یه خط باطل بکشم

رفتی عاقبت که بی تو دق کنم

پیشه عکست شب به شب هق هق کنم

نیستی اما از تو می خونم که باز

با صدام دنیایی رو عاشق کنم

خنده ی تو تا همیشه با منه

قلبه آواره واسه تو می زنه

کاش یه روزی این جدایی بشکنه

من هنوزم با توام مثله قدیم

مثله اون شبا که پرسه می زدیم

ما هنوزم عاشقی رو بلدیم

بگو دستات تویه دستایه کیه

بگو سطره آخره قصه چیه

بی تو چشمام داره بارونی میشه

بازم اینجا جایه چشمات خالیه

 


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در شنبه 1387/07/20 ساعت 21:37


ديگر نپرس

 

ديگر نپرس

چطوري بانو، چه مي‌كني

تو كه مي‌داني پيشه هميشه دل مني

و گوشه پنهان تنهايي‌ام

هر شب بر سينه تو

به خواب آرزو مي‌رود

ديگر نپرس چرا صدايت گرفته است

قناري‌هاي قفسي

در گريه حنجره‌هاشان

هميشه خواب آواز مي‌بينند

ديگر نپرس، كجايي دختر

گم‌شده‌اي انگار در هاي‌هاي دل بي‌قرار خويش

مي‌داني كه من مقيم هميشه حوالي كوچه بي‌پايان رويايي هستم

كه مثل زلال خواهشي بي‌پژواك يك ديوار حتي به سوي آرزوي تو بال مي‌كشد


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در پنجشنبه 1387/07/18 ساعت 12:7


ناتمام رفتی

 

ادامه داشت
بودن!
تا تو را بزرگ
تا تو را بی سکوت
تا تو را بی حاشیه بشناسم.
تکرار
و هر بار
هزار بار دیگر
اگر می آمدی کم بود
به خوابهایم
تاریک،
تاری،
تار،
تا،...
چگونه میشد نوشت تو را؟!
نا تمام رفتی.

 

 


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در سه شنبه 1387/07/16 ساعت 22:17


" وداع گابریل گارسیا مارکز نویسنده معاصر آمریکای جنوبی از زندگی بعد از اعلان رسمی و تأیید سرطان وی

 

 اگر خداوند برای لحظه ای فراموش می کرد که من عروسکی کهنه ام و قطعه کوچکی زندگی به من ارزانی می‌داشت،

شاید همه آنچه را که به ذهنم می رسید را بیان نمی‌‌داشتم، بلکه به همه چیزهائی که بیان می‌کردم فکر می کردم.

اعتبار همه چیز در نظر من، نه در ارزش آنها که در معنای نهفته آنهاست.

کمتر می‌خوابیدم و دیوانه‌وار رویا می دیدم، چرا که می‌دانستم هر دقیقه‌ای که چشمهایمان را برهم می‌گذاریم٬ شصت ثانیه نور را از کف می‌دهیم، شصت ثانیه روشنایی.

هنگامی که دیگران می‌ایستند٬ من قدم برمی‌داشتم و هنگامی که دیگران می‌خوابیدند بیدار می ماندم.

هنگامی که دیگران لب به سخن می‌گشودند٬ گوش فرا می‌دادم و بعد هم از خوردن یک بستنی شکلاتی چه حظّی که نمی بردم .
اگر خداوند ذره‌ای زندگی به من عطا می‌کرد٬ جامه‌ای ساده به تن می کردم.

نخست به خورشید خیره می شدم و کالبدم و سپس روحم را عریان می‌ساختم.
خداوندا٬اگر دل در سینه ام همچنان می تپید تمامی تنفرم را بر تکه یخی می‌نگاشتم و

سپس طلوع خورشیدت را انتظار می کشیدم.
روی ستارگان با رویاهای "وان گوگ" وار ٬ شعر "بندیتی" (شاعر معاصر اروگوئه ای) را نقاشی می کردم و با صدای دلنشین "سرات" (خواننده ای معروف اهل اسپانیا) ترانه عاشقانه‌ای به ماه پیشکش می‌کردم .

با اشکهایم گلهای سرخ را آبیاری می کردم تا زخم خارهایشان و بوسه گلبرگ ها‌یشان در اعماق جانم ریشه زند.
خدواوندا ٬اگر تکه‌ای زندگی می‌داشتم ٬ نمی‌گذاشتم حتی یک روز از آن سپری شود بی‌آنکه

به مردمانی که دوستشان دارم ٬ نگویم که "عاشقتتان هستم"

آن گونه که به همه مردان و زنان می‌باوراندم که قلبم در اسارت (یا سیطره) محبت آنهاست.
اگر خداوند فقط و فقط تکه‌ای زندگی در دستان من میگذارد٬ در سایه‌سار عشق می‌آرمیدم. به انسانها نشان می دادم که در اشتباهند که گمان کنند وقتی پیر شدند دیگر نمی توانند دلدادگی کنند و عاشق باشند.
آه خدایا! آنها نمی دانند زمانی پیر خواهند شد که دیگر نتوانند عاشق شوند.

به هر کودکی دو بال هدیه می دادم٬ رهایشان می کردم تا خود بال گشودن و پرواز را بیاموزند.

به پیران می‌آموزاندم که مرگ نه با سالخوردگی که با نسیان از راه می‌رسد.

آه انسانها، از شما چه بسیار چیزها که آموخته‌ام.

من یاد گرفته‌ام که همه می‌خواهند درقله کوه زندگی کنند٬ بی آنکه به خوشبختی آرمیده در کف دست خود نگاهی انداخته باشند.

چه نیک آموخته‌ام که وقتی نوزاد برای نخستین بار مشت کوچکش را به دورانگشت زمخت پدر میفشارد او را برای همیشه به دام خود انداخته است.

دریافته ام که یک انسان تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پائین چشم بدوزد که ناگزیر است او را یاری رساند تا روی پای خود بایستد.

من از شما بسی چیزها آموخته ام و اما چه حاصل٬ که وقتی اینها را در چمدانم می‌گذارم که در بستر مرگ خواهم بود .

 

 

 


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در دوشنبه 1387/07/15 ساعت 11:23


به من بگو

 

به من بگو ای عاشق من

بگو که این سخن ها همه راست است

 آنگاه که برق دیدگان تو می درخشند

ابرهای سیاه سینه ی تو پاسخی توفنده می دهد

راست است که لب های من

همچون غنچه ی نو شکفته ی نخستین عشق هوشیار

شیرین است ؟

آیا خاطر آن ماههای سپری شده ی بهاران

هنوز در پیکر من درنگ می کند؟

آیا تارهای زمین نیز مانند چنگ

 به زخمه ی پاهای من نغمه می زند؟

پس این راست است که چون من پدیدار می شوم

 شبنم ازدیده ی شب فرو می چکد

 و هنگامی که پرتو بامداد

گردم می پیچداز شوق خنده می زند؟

حقیقت دارد وراست است که

عشق تو در سراسر جهان

وطی قرون تنها در جستجوی من ره سپرده است.

وچون سرانجام مرا یافتی ،

تمنای سالخورده ی تو ،

در سخن های شیرین و دیدگان ولبها

وزلفان مواج من آرامشی تمام یافت؟

پس این راست است که رمز ابدیت را

بر این پیشانی کوچک من نوشته اند.

ای عشق من ،

بگو این همه حقیقت دارد......

 


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در جمعه 1387/07/12 ساعت 15:54


قواعد موفقیت از نظر هربرت.کاسون

 

۱.  موفقیت را مهم تر از سرگرمی بدانید.

2.  هر روز، چیزی بیاموزید.

3.  از زندگی یکنواخت ( روزمرگی ) بپرهیزید.

4.  به میزان درآمد خالص خود توجه داشته باشید.

5.  خدمات خود را به دیگران معرفی کنید.

6.  نگران امور جزیی نباشید.

7.  چهارچوب تصمیمات خود را به سرعت روشن کنید.

8.  مهارت ها و دانش کار خود را افزایش دهید.

9.  شایسته همکاری و وفاداری باشید.

10. به شخصیت خود بیش از هر چیز، اهمیت بدهید

 

 


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در جمعه 1387/07/12 ساعت 15:53


خداحافظ

 

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن

خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو

خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني

طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ



 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در دوشنبه 1387/07/08 ساعت 20:12


خصوصیات متولدین ماه های مختلف

 

فروردين

سمبل : قوچ
عنصر: آتش
سياره : مريخ
عضو آسيب پذير :سر
روز اقبال : سه شنبه
اعداد شانس : 6 ، 9
سنگ خوش يمن: الماس
رنگ : قرمز
فرورديني ها در پي عشق آتشين و پر شورترين عشق ممكن اند.او خود به خود جنس مخالف را جذب مي كند . لذتهاي جسماني براي او بسيار اهميت دارد و گاه احساس مالكيت شديدي نسبت به معشوق خود را دارد

-----------------------------------------
ارديبهشت
سمبل : گاو نر
عنصر : خاك
سياره : ناهيد
عضو آسيب پذير : گردن
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 4و6
سنگ خوش يمن : زمرد سبز
رنگ : آبي روشن
گل : خشخاش
حيوان : گاو
جذاب است و عشقش تا حدي نفساني..براي او عشق اهميت زيادي دارد و اگر عاشق شود عاشقي فداكار خواهد بودمعمولا صبر ميكند ابتدا طرف مقابل تعهد خود را ثابت كند و سپس خود را در اين تعهد شريك ميكند
-----------------------------------------
خرداد

سمبل : دو قلوها
عنصر : هوا
سياره : عطارد
عضو آسيب پذير : دست و شانه
روز اقبال :چهارشنبه
اعداد شانس : 5و9
سنگ خوش يمن : عقيق
رنگ : زرد
گل : زنبق
حيوان : پروانه
چه راحت ميتوان عاشق او شد. جذابيت و شيريني كلام او به خوبي بر اين مدعاست.او عاشق شادي و خوش بودن است و اگر نتواني او را شاد كني جذابيت خود را از دست مي دهي
-----------------------------------------
تير
سمبل : خرچنگ
عنصر : آب
سياره : ماه
عضو آسيب پذير : سينه و شكم
روز اقبال : دوشنبه
اعداد شانس :3و7
سنگ خوش يمن : مرواريد
رنگ : نقره ايي
حيوان : حيوانات صدفدار
او مانند سياره خود ، ماه در حال تغيير است اگر به او اطمينان كامل نداشته باشي هرگز رابطه ي عاشقانه با اونخواهيد داشتاو از عشق ورزيدن لذت مي برد و در عوض ميخواد آن را دريافت كند
-----------------------------------------

مرداد
سمبل : شير
عنصر :آتش
سياره : خورشيد
عضو آسيب پذير : قلب و پشت بدن
روز اقبال : يكشنبه
اعداد شانس : 8و9
سنگ خوش يمن : ياقوت
رنگ : زرد
گل : آفتابگردان
حيوان : گربه سانان
عاشق عاشق شدن است و معشوق خود را غرق هداياي خود مي كند تلاش مي كند تا رابطه ي عاشقانه ي بي نقصي را خلق كند
-----------------------------------------
شهريور
سمبل : باكره
عنصر : خاك
سياره : عطارد
عضو آسيب پذير : سيستم عصبي
روز اقبال : چهارشنبه
اعداد شانس : 3و5
سنگ خوش يمن : ياقئت كبود
رنگ : سبز
گل : بنفشه
حيوان : سگ كوچك – گربه
مي تواند چنان تودار باشد كه به نظر برسد كه از برخورد با ديگران منع شده .ولي آن گاه كه به عشق واقعي خود دست پيدا كند ديگر اين ويژگي او را نخواهيد ديد.براي چنين انسان فدكارومهربان تحمل سختي بسيار با ارزش است او به آساني در عشق گول نمي خورد چون مي داند در پي چيست
-----------------------------------------

مهر

سمبل : ترازو
عنصر : هوا
سياره : ونوس
عضو آسيب پذير : كمر و كليه ها
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 6و9
سنگ خوش يمن : الماس
رنگ : آبي و بنفش
گل : سرخ
حيوان : خزندگان
او مي تواند دوست خوب و ميزباني عالي باشد او در سياست دومي ندارد.
-----------------------------------------
آبان
سمبل : عقرب
عنصر : آب
سياره : پلوتون
روز اقبال : سه شنبه
اعداد شانس : 2و4
سنگ خوش يمن : ياقوت زرد
رنگ : قرمز
حيوان : حشرات
مرموز است ولي ميتواند عاشق باشد.از حمايت ديگران لذت مي برد او مي تواند حسود و تودار باشد.با كسي كه حس كند قابل اطمينان است كنار مي آيد
-----------------------------------------

آذر
سمبل : كمان دار
عنصر : آتش
سياره : ژوپيتر
عضو آسيب پذير : كبد
روز اقبال : پنج شنبه
اعداد شانس : 5و7
سنگ خوش يمن : فيروزه
رنگ : ارغواني
گل : نرگس
حيوان : اسب
اگر شخص مورد علاقه اش را پيدا كند وفادار است..مشكل اينجاست كه خواسته اش را بيان نمي كند و صبر ميكند تا خودتان حدس بزنيد
-----------------------------------------

دي
سمبل : بز
عنصر سمبل : بز
عنصر : خاك
سياره : زحل
عضو آسيب پذير : زانو- استخوان
روز اقبال : شنبه
اعداد شانس :8و9
سنگ خوش يمن : عقيق رنگارنگ
رنگ : سياه و قهوه ايي
عجله ايي در عشق ندارد.نه به سرعت عاشق مي شود نه به سادگي راز دل خود را مي گويد او همواره در حركت است ولي نمي داند چرا.فقط مي داند بايد موفق شود اگر فكر ميكنيد مي توانيد او را از رسيدن به هدفش باز داريد و به سمت خود جذب كنيد سخت در اشتباهيد
-----------------------------------------
بهمن

سمبل : آب گير
عنصر : هوا
سياره : زهره
عضو آسيب پذير : مچ و ساق پاها
روز اقبال : چهارشنبه
اعداد شانس : 1و7
سنگ خوش يمن : ياقوت ارغواني
رنگ : آبي
حيوان : پرندگان درشت اندام
اگر عاشق متولد بهمن باشيد با تمام وجود عاشق شما خواهد شد تنها نكته ايي كه بايد از آن دوري جوييد اين است كه بر سر راه پيشرفت او قرار نگيريد. او عاشقي صادق است. دير عصباني مي شود. آزار دهنده نيست .برنامه هاي خودش را دارد .هرگز تغيير نخواهد كرد.اگر نتوانيد خود را با ايده هاي گوناگون مذهبي ،فرهنگي و اجتماعي او هماهنگ كنيد هرگز شانسي براي دستيابي به عشق پايدار او نخواهيد داشت
-----------------------------------------

اسفند
سمبل : دو ماهي كه خلاف جهت هم شنا مي كنند
عنصر : آب
سياره : نپتون
عضو آسيب پذير : پاها
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 2و6
سنگ خوش يمن : ياقوت كبود
رنگ : سبز روشن
گل : نسرين
حيوان : ماهي
او به پاي معشوق فداكاري هاي بسيار مي كند اگر عاشق شماست واقعا خوشبختيد. براي حفظ اين رابطه از هيچ كاري رويگردان نيست مادامي كه به او وفادار باشيد از آن شما خواهد بود.


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در جمعه 1387/07/05 ساعت 15:52


شاید این عشق باشد ...شاید

 

وقتی نگاهی تو را مسخ می کند
و تمامت را می گیرد
جز فکر کاشتن بوسه ای بر لب
و به دست آوردن دلی که دلت را تسخیر کرده
چیزی در خودت نمی بینی ،
حسرت نوازش چهره ای که بر تو لبخند می زند
تو را به مرز دیوانگی می کشاند ...

وقتی سر انگشتانت حرف می زنند
و لب ها غرق در بوسه های مکرراند ...
یک آن شک می کنی
که شاید این عشق باشد ...
شاید ...
 

 


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در جمعه 1387/07/05 ساعت 13:33


با توام آره خود تو!

 


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در جمعه 1387/07/05 ساعت 13:31


چند گویم من از جدایی ها

 

روزگاری با غم دوری تو من ساختم
قصه ها و غصه ها با یاد تو پرداختم
با امید دیدنت یک لحظه و یک ثانیه
بارها در کنج غم شعر و غزلها ساختم
شور عشقت خانه ی دل را به بازی میگرفت
من چه تلخ این بازی بی انتها را باختم
گرچه سازت همنوا با ساز من هرگز نشد
باز اما من برایت این نوا بنواختم
بی تو سرگردان و حیران گم بدم در خویشتن
با تو اما من خودم را بیشتر بشناختم
عقل در آغوش عشقم خفته و مدهوش بود
من به رأی عشق سوی قلب سنگت تاختم
پیش چشمم این جهان تمثیلی از روی تو شد
گوییا جز تو همه دنیا به دور انداختم


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در جمعه 1387/07/05 ساعت 13:20


مناجات عشق

 

بار الها...
تخم عشق را در دل جانان بکار
عاشقان را با خودت مأنوس ساز
درد دوری از دل دلدادگان بیرون بساز
عشق را سامان بده...
عشق را از نو بساز...

 


 


 

نوشته شده توسط دخترک سنگی در جمعه 1387/07/05 ساعت 13:6