عاشقی روح مرا آزرده است
خنده هایم را ز پیشم برده است
*
عاشقی را می توان تحقیر کرد؟
عاشقی را می شود زنجیر کرد؟
*
عاشقی تقصیر یک پیغام نیست
صحبت از آن دانه و این دام نیست
*
عاشقی یک اتفاق ساده نیست
صحبت از دل بردن و دلداده نیست
*
عاشقی یک کلبۀویرانه نیست
صحبت از شمع وگل و پروانه نیست
*
عاشقی تصویر یک پاییز نیست
یک شب سرد و ملال انگیز نیست
*
عاشقی چیزی برای هدیه نیست
طرح دریا و غروب و گریه نیست
*
عاشقی یک نامه و نقاشی بیجان که نیست
عکس قلبی خورده
قطره های خون میان آن که نیست
*
عاشقی روییدن یک غنچه در باران که نیست
هرچه می گویند این وآن که نیست
*
عاشقی تنهای تنها یک تب است
بی تو مردن در سکوت یک شب است
چه جای شکوه اگر زخم آتشین خوردم
که هرچه بود ز مار در آستین خوردم
فقط به خیزش فواره ها نظر کردم
فرود آب ندیدم فریب از این خوردم
مرا نه دشمن شیطانی ام به خاک افکند
که تیر وسوسه از یار در کمین خوردم
ز من مخواه کنون با یقین کنم توبه
من از بهشت مگر میوه با یقین خوردم؟
قفس گشودی و اختیار بخشیدی
همین که از قفست پر زدم زمین خوردم
حرفي براي گفتن نمانده
وقتي تو خاموشي چه دليلي هست براي شادي
وقتي تو نيستي چه بهانهاي براي گريه هست
وقتي حضور چشمانت نيست چه نيازي به زندگي است
وقتي تو ميروي چه اهميتي دارد تپيدن قلب
وقتي عشقت را دريغ کردي بيهوده شد وجود من
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل ازدیدن تو سیر شود بعدبرو
ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
نازنینم تو اگر گریه کنی بغض من می شکند
خنده کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد
باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو ...
در اینجا معنی نام کشورهای جهان در جلوی نام آنها آمده و زبانی که ریشه این نام در اصل از آن گرفته شده در میان کمانک آورده شده است :
آذربایجان :آتورپاتکان{نگهدار آتش}(فارسی/ دری)
آرژانتین :سرزمین نقره(اسپانیایی)
آفریقای جنوبی :سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی)
آفریقای مرکزی :سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی)
آلبانی: سرزمین کوهنشینان
آلمان :سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی – ژرمنی)
آنگولا :از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش : شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی : سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
ارمنستان : سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"(فارسی/ دری)
ازبکستان : سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری)
اسپانیا : سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
استرالیا : سرزمین جنوبی (از لاتین)
استونی : راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل : جنگیده با خدا (عبری)
اسکاتلند :سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)
افغانستان :سرزمین قوم افغان(دری فارسی)
اکوادور :خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر :جزیره ها(عربی)
السالوادور :رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)
امارات متحده عربی :شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)
اندونزی :مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
انگلیس :سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)
اوروگوئه :شرقی
اوکراین :منطقه مرزی(اسلاوی)
ایالات متحده امریکا :از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا : شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)
ایران : سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری)
ایرلند : سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)
ایسلند : سرزمین یخ (ایسلندی)
باهاما : دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)
بحرین : دو دریا (عربی)
برزیل : چوب قرمز
بریتانیا : سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)
بلژیک : سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه میداده.
بلیز : یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژهای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش : ملت بنگال (بنگلادشی)
بوتان : تبتی تبار
بوتسوانا : سرزمین قوم تسوانا
بورکینافاسو : سرزمین مردم درستکار (از زبانهای موره –دیولا)
بولیوی : از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
پاراگوئه : این سوی رودخانه
پاکستان : سرزمین پاکان
پاناما :جای پر از ماهی(زبان کوئِوا )
پرتغال : بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)
پورتوریکو : بندر ثروتمند (اسپانیایی)
تانزانیا :این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است
تایلند :سرزمین قوم تای
ترکمنستان : سرزمین ترک مانندها
ترکیه : سرزمین قویها (ترکی با پسوند عربی)
جامائیکا : سرزمین بهاران
جیبوتی : شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار)
چاد : دریاچه ( زبان بورنو)
چین :سرزمین مرکزی(چینی)
دانمارک : مرز قوم "دان "
دومینیکن : کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)
روسیه : کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش" )
روسیه سفید (بلاروس ):درخشنده(روس) سفید(روسی)
رومانی : سرزمین رومی ها
زلاند نو :زلاند جدید(زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)
ژاپن : سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)
ساحل عاج :ساحل عاج
سریلانکا : جزیره باشکوه (سنسکریت)
سلیمان جزایر :از نام حضرت سلیمان
از همه اندوهگین تر...
شخصی است که از همه بیشتر می خندد.
ژان پل سارتر
اي ستاره ها که از جهان دور
چشم تان به چشم بي فروغ ماست
نامي از زمين و از بشر شنيده ايد ؟
در ميان آبي زلال آسمان
موج دود و خون و آتشي نديده ايد ؟
اي ستاره اي که پيش ديده ي مني
باورت نمي شود که در زمين
هر کجا به هر که مي رسي
خنجري ميان مشت خود نهفته است
پشت هر شکوفه ي تبسمي
خار جانگزاي حيله اي شکفته است !
اي ستاره ما سلام مان بهانه است
عشق مان دروغ جاودانه است
در زمين زبان حق بريده اند
حق زبان تازيانه است
وانکه با تو صادقانه درد دل کند
هاي هاي گريه ي شبانه است !
اي ستاره اي ستاره ي غريب
ما اگر ز خاطر خدا نرفته ايم
پس چرا به داد ما نمي رسد ؟
ما صداي گريه مان به آسمان رسيد
از خدا چرا صدا نمي رسد ؟
اي که دست من به دامنت نمي رسد
اشک من به دامن تو مي چکد
با نسيم دلکش سحر
باشم خسته ي تو بسته مي شود
بي تو در حصار اين شب سياه
عقده هاي گريه ي شبانه ام
در گلو شکسته مي شود .
زندگی زیباست,انسان زیباست,ارتباطات انسانی و عشق ورزی زیباست.صمیمیت و محبت زیباست.
ولی در این راه آرزوها و خواسته ها و کمبود ها و عقده ها سنت ها و بی مهری ها ظلم ها و هر چیز که
به گذشته و آینده وابسته است, موانع بزرگی هستند و ما را دچار حالت مستی و خواب سنگینی می
کند.پدیده های زندگی نباید ما را از یاد خود غافل کنند.زندگی و تمام پدیده های خوب و بدش، نباید ما را
از عشق و انسانیت و پاکی غافل کنند.تمام پدیده ها بهانه اند.وسیله اند.به عشق فکر کنید.با عشق
روح خود را پاک تر و پاک تر کنید.وجودتان مهم ترین است.زندگی و ارتباطاتتان و مسائل جانبی اهمیت
زیادی ندارند.راستی را از یاد مبرید.زندگی و تمام پدیده های آن را به چشم وسیله ببینید.وسیله ای
برای به دست آوردن معصومیت از دست رفته.برای درک هر چه بیشتر عشق و رهایی و زندگی در آغوش
عشق...رسیدن به شادی ی ملکوتی و جاویدان...
- این روزها روابط بین دخترها و پسرها بسیار زیاد شده،بسیاری از این روابط راضی نیستند،دوستی ها
مقطعی و بسیار سطحی و زودگذر شده، با این حال،هنوز بسیاری از دخترها و پسرهای ایرانی دوستی
با جنس مخالف را تجربه نکرده اند.و برخی از این بابت ناراحتند.بخصوص پسرها.
پسرها برای ارتباط با دخترها به هر شیوه ای متوسل می شوند.البته نیاز جنسی هم دخیل است،
ولی برای کسی که رابطه را تجربه نکرده نیاز روحی اول را می زند.
- پسرها و دختر ها در ارتباطاتشان نباید آداب معاشرت درست را فراموش کنند.همه ما جوانان باید
آداب معاشرت درست را از بزرگتر ها و کتابهایی که در این زمینه نوشته شده یاد بگیریم،اینگونه روابط
باید باعث پیشرفت روحی و اجتماعی ما شوند،نه اینکهمشکلی بر مشکات زندگی ما بیافزایند.
روابط انسانی باید بر پایه عشق و محبت وانسانیت و پاکی باشد،نه دشمنی و دروغ و...
- متاسفانه عدم تناسب بین عرضه و تقاضا باعث شده که پسرها برای جلب رضایت ودوستی دخترها
بی گدار به آب بزنند و در اینگونه روابط شرافت انسانی خود را فراموش کنند، و همین طور دختر هابه
هرگونه ای که بخواهند رفتار می کنند،چون می دانند که معمولا پسرها اعتراض نمی کنند.وبه هر صورت
هرگز تنها نخواهند ماند.بلکه همواره پسرهایی هستند که رفتارهای غیرقابل تحمل آنها را تحمل
کنند.برای ایجاد تعادل در روابط بین دختر ها و پسرها راه حل هایی وجود دارد که در این مطلب به آنها
اشاره خواهد شد.
- توصیه من به پسرهایی که در ایجاد ارتباط با دخترها مشکل دارند، شجاعت است،فقط شجاعت.به
خودتان اعتماد کنید،تجربه کنید،شجاعانهو آگاهانه تجربه کنید.
مهم ترین نکته در ایجاد ارتباط،ارتباط چشمی ست،نگاه قدرتمندانه به همراه لبخند.و البته همان طور
که اشاره شد،شجاعت.شجاعت در پیشرفت و ایجاد مهارت های ایجاد ارتباط، بسیار موثر است.
-توصیه من به دخترهایی که در ارتباط با پسرها مشکل دارند این است که کسب توانایی ارتباط پسرها
را از اینترنت شروع کنند و با مکالمات تلفنی و سپس دیدار و رابطه واقعی، مشکلات خود را حل کنند.
- از این ناراحتم که هنوز جامعه به آن سمتی نرفته و آنقدر پیشرفت نکرده است که ارتباطات اجتماعی
آسان برای همه باشد.پسرانی را می بینم که تشنه اند و دخترانی که... این ها ناراحتم می کنند. نادانی ها ناراحتم می کنند.ماها عشق و محبت را فراموش کرده ایم و به چیز های بیهوده فکر می کنیم.هر کسی به گونی ای نمایش می دهد، نادانی را....
هر رابطه ای باید باعث پیشرفت ما شود و زندگی ما را شیرین تر کند نه بر مشکلات ما بیفزاید.البته با
گسترش استفاده از اینترنت ارتباطات انسانی نیز گسترش یافته و اینترنت به ابزاری ساده و امن برای
ارتباط با جنس مخالف تبدیل شده است.
- برخی دختر ها احساس تنهایی می کنند،به محبت نیاز دارند،و نیز برخیاز پسرها...همه ما به محبت
نیاز داریم و به هر شیوه ای از جمله خانواده،دوست،همسر،..باید به نیاز خود پاسخ دهیم.ولی گاهی
مشکلات موجود در جامعه باعث می شود که بسیاری از نیازهای و خواسته های طبیعی خود را( از
جمله نیاز به محبت)فراموش کنیم.
- توصیه من به دخترهایی که دوستی را تجربه نکرده اند این است که پاکی خود را حفظ کنید.رابطه اصلا
مهم نیست.خودتان مهمید.ولی ارتباطات معمولی خود را گسترش دهید و بر اطلاعات خود درباره
ارتباطات انسانی بیفزایید.آری،پاکی و همه عشق و احساس خود را برای موفقیت در زندگی آینده خود
حفظ کنید.
این را به این خاطر می گویم که کم اند پسرانی و دخترانی که در رابطه به طرف مقابل زیان نرسانند.
متاسفانه عشق و آگاهی و پاکی فراموش شده.
ولی اگر می خواهید رابطه را تجربه کنید با شناخت و آهسته آهسته و آگاهانه.و افراط نکنید.
- داشتن دوست دختر و یا دوست پسر های فراوان نمی تواند مانع احساس تنهایی در فرد شود،بلکه
چند رابطه ای می تواند مشکلات ما را بیشتر کند.
مهم ترین عامل چند رابطه ای شدنطرف مقابل عدم توجه شما به نیازهای اوست.
- داشتن رابطه یا دوست به خودی خود کار بزرگی نیست.داشتن رابطه موفقیت آمیز کار بزرگی ست.
-اگر تنها هستید اصلا ناراحت نباشید،دوستی و رابطه هم معایبی دارد،تنهایی هم محاسن و لذت های
خاص خود را دارد.از کسانی که رابطه را تجربه کرده اند بپرسید،بیشترشان ناراضی اند،ولی کسی که
آگاهانه و عاشقانه زندگی می کند موفق تر و راضی تر است.می توانید به تنهایی خود افتخار کنید!
- احساس تنهایی حالتی کاملا غیر طبیعیست و یک نوع مشکل روحی است.احساس تنهایی یعنی
ضعف و ناتوانی.با تجربه آگاهانه دوستی می توان آن را درک کرد.و پس از درک دیگر عذاب نیست،
لذت است.فقط با درک احساس تنهایی و دوستی می توان از تنهایی لذت برد،لذتی جاودانه....
- دوستی می گفت من ذاتا خیانتکارم!!
بسیاری از پسرها و دختر هایی که در روابط با جنس مخالف افراط می کنند، در دام شهوت پرستی
گرفتار می شوند. بسیاری از پسرها و دختر ها نیز از این روابط راضی نیستند.
دلیل اصلی اش این است که ما ها "خود" را فراموش کرده ایم.ما ها هنوز از دشمنی لذت می
بریم،محبت و عشق را فراموش کرده ایم.اهل گفت و گو نیستیم.هنوز به راستی ایمان نیاورده ایم. هنوز...
-در مورد ارتباط جنسی باید آگاهانه رفتار کنید،مبادا به خاطر نیاز، در دام شهوت پرستی و هوس بازی
گرفتار شوید .مبادا عشق وانسانیت را فراموش کنید.
به این متن از اوشو توجه کنید :
پیوند جنسی هرگز کسی را ارضا نکرده است.این پیوند بیشتر و بیشتر عدم رضایت ایجاد می
کند.پیوند جنسی هرگز کسی را به کمال نرسانده-با کمال بیگانه است.پیوند جنسی زمانی معنا می یابد که با عشق همراه باشد.پس عشق و پیوند جنسی به هم می آویزند..و عشق مرکزیت عظیم تری است،مرکزیتی والاتر.آنگاه که پیوند جنسی به عشق گره می خورد،بالا و بالاتر جریان می یابد.
پیوند-اشو-ترجمه محسن خاتمی
۱- به جای انکه از روی در مانگی رمانتیک باشید با چشمان باز و امیدوارانه رمانتیک باشید.
۲- به خاطر داشته باشید خوشحالی و خوشبختی چیزی نیست که مالکش باشید.خوشبختی یک مهارت است . خوشبختی را نمی توانید به چنگ آورید. خوشبختی را هنگامی تجربه خواهید کرد که بیاموزید در هر لحظه چگونه زندگی کنید.
۳- چنانچه خواهان آن هستید که عاشق باشید. می بایست نخست عشق را در درون خود جسته و یافته باشید. فقط در این هنگام است که عشق را در دیگری نیز خواهید یافت.
۴- به ازدواج خود مانند راهی محتول کننده و سفری که در بردارنده رشد و تغییر شخصی است بنگرید . گام برداشتن در این مسیر برای شما و همسرتان نیرو استحکام , پایمردی و بردباری به همراه خواهد آورد تا بتوانید سفر عشق را دو شادو ش یکدیگر بپیمایید.
۵- به همسرتان توجه و علاقه نشان دهید و هرگز از یاد مبرید که چرا عاشق او شدید.
۶- به همسرتان کمک کنید شما را بیشتر و بهتر دوست داشته باشد. با در میان گذاشتن خواسته های پنهان و نیز درونی ترین و عمیقترین نیازهایتان با او کمکش کنید تا شما را خوشحال کند.
۷- به بیان این نکته که عاشق همسرتانید اکتفا نکنید. به او بگویید چرا دوستش دارید و به او عشق می ورزید.
۸- اعجاز و وفوری را که همسرتان با عشق خود به زندگیتان آورده شکر گزار باشید.همانا او کلید ورود شما به بهشت روی زمین است.
۹- به خاطر داشته باشید ازدواج به شما کمک می کند تا هر آنچه را در شما دوست داشتنی نیست بهبود بخشید.
۱۰- پایبندی خود را ازدواجتان هر روز تمدید وتجدید کنید . آن را قوی تر و عمیقتر از روز قبل سازید. این امر رابطه شما را از یک دوستی و یا موانست به یگانگی و الحاقی حقیقی و کم نظیر بدل می سازد که یک یک اعمال و حرکات شما را از معنا و مفهوم آکنده می سازد.
همواره مراقب چهار نشانه هشدار دهنده در مورد ازدواج باشید:
مقاومت, مخالفت, جبهه گرفتن
بی میلی, دلخوری , انزجار
طرد کردن , رد کردن , نپذیرفتن
واپس زدن , سرکوب کردن و سرخوردگی
هرچه فکر کردم چه بايد نوشت و اين ورق راکرد سياه
واژه اي به ذهنم خطور نکرد جز اينکه دوستت دارم بسيار
گرچه سخت است دوري ولي مي دانم اين را
که مي کنمت هر روز ياد ، آن هم بطور کرار
دلم به دلت گره خورده که نمي توان کردش باز
گره اش را با مهرباني کردي کور اي سالار
دستان گرمت را همواره بايد فشرد با احساس
چون دستـانت گرمــايي دارنـد فــرار
لبان سرخت را بايد بوسيد از دور
اين کار را بايد کرد هر روز تکرار
واژه ها در برابر خوبيهايت کم است آقا
بگذار تمامش کنم همين جا با اصرار
فقط بگويم يک کلام نداي قلبم را
که دوستت دارم، دوستت دارم بسيار بسيار ...
پيراهن غصه هايم را به تن مي کنم
و مي نويسم از تمام شمع هاي اميدي که در دالان قلبم خاموش مانده اند
و از پروانه هاي بي وفاي روزگار که با رفتنت آن ها مرا ترک گفته اند.
شاعر مي شوم
به اندازه اي که رنگ چشمان تو را در قاب نوشته هايم جاي دهم
و به آن ها بگويم امروز بي قرار تر از هميشه ام.
شاعر مي شوم به اندازه اي که لبخند تو را روي نوشته هايم بيابم
و ببينم آنها با حضور نامت در صفحات دفترم خوشحالند
و از نبودنت در صفحه روزگار نالان.
از تمام غصه هايي که پيچک وار ديواره قلبم را مچاله کرده اند
درمي يابم که شاعران بي قرارند.
بي قرار و محزون درست مثل ني و آن شاپرکي
که ديروز از پيرزن تنهاي قصه ها مي گفت.
شاعران تنهايند.
اين را امروز از باورهاي فرداهاي گذشته دانستم
از چشمان بي فروغشان که در فردا خشکيد.
پس من هم شاعر بودم.
از همان روزي که خانه خاکي را بر گل ها و سنجاقکهاي روي زمين ترجيح دادي.
از همان روزي که چشم هايت را بستي و مهمان خاک گشتي
و همه اينها يک بهانه دارد
بهانه من رفتن توست. تو مرا خيلي زود شاعر کردي...خيلي زود.
ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته
از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته
یک سینه غرق مستی دارد هوای باران
از این خراب رسوا امشب دلم گرفته
امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم
شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته
خون دل شکسته بر دیدگان تشنه
باید شود هویدا امشب دلم گرفته
ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو
پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته
گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است
فردا به چشم اما امشب دلم گرفته
تو رفتي بالا....
بالاي بالا....
و من دلم را به همين ستاره هاي چشمك زن خوش كردم
دلخوش به اين بودم
كه با شمارش اين چراغك هاي بي مصرف
لحظه هاي بي تو بودن به پايان مي رسد.
اگر به خانه ي من آمدي"...برايم مداد بياور.....مداد سياه...مي خواهم روي چهره ام خط بكشم تا به جرم زيبايي در قفس نيفتم، يك ضربدر هم روي قلبم تا به هوس هم نيفتم !
يك مداد پاك كن بده براي محو لبها.....نمي خواهم كسي به هواي سرخيشان ، سياهم كند!
يك بيلچه، تا تمام غرايز زنانه را از ريشه در آورم....شخم بزنم وجودم را ...بدون اينها راحت تر به بهشت مي روم گويا!
يك تيغ بده؛ موهايم را از ته بتراشم.... سرم هوايي بخورد... و بي واسطه روسري كمي بيانديشم !
نخ و سوزن هم بده، براي زبانم مي خواهم ... بدوزمش به سق....اينگونه فريادم بي صداتر است!
قيچي يادت نرود......مي خواهم هر روز انديشه هايم را سانسور كنم !
پودر رختشويي هم لازم دارم.....براي شستشوي مغزي....مغزم را كه شستم ، پهن كنم روي بند... تا آرمانهايم را باد با خود ببرد به آنجايي كه عرب ني انداخت... مي داني كه؟ بايد واقع بين بود !
صدا خفه كن هم اگر گير آوردي بگير......مي خواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب ، برچسب فاحشه مي زنندم.... بغضم را در گلو خفه كنم!
يك كپي از هويتم را هم مي خواهم.... براي وقتي كه خواهران و برادران ديني به قصد ارشاد، فحش و تحقير تقديمم مي كنند !
تو را به خدا....اگر جايي ديدي "حقي" مي فروختند .....برايم بخر....تا در غذا بريزم.... ترجيح مي دهم خودم قبل از ديگران حقم را بخورم !
و سر آخر اگر پولي برايت ماند ...برايم يك پلاكارد بخر......به شكل گردنبند.....بياويزم به گردنم....و رويش با حروف درشت بنويسم:
"من يك انسانم "..." من هنوز يك انسانم" ...." من هر روز يك انسانم
تو مرا می فهمی من تورا می خواهم و همین ساده ترین قصه یك انسان است تو مرا می خوانی من تورا ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی.

1- هميشه نسبت به هم مؤدب باشيد، اين کار بسيار آسان است و در کيفيت روابط تان تفاوت چشم گيري ايجاد مي کند.
2- زماني که براي نخستين بار همسرتان را ديديد و عاشقش شديد را به ياد بياوريد و نامه عاشقانهاي برايش بنويسيد و طي آن جزئيات آن خاطره را برايش بازسازي نماييد.
3- داخل اتومبيل همسرتان يادداشتي بگذاريد که روي آن نوشته شده : «عشق توست که چرخ هاي دنيا را مي چرخاند».
4- وقتي در هواي سرد با هم قدم مي زنيد کت تان را درآورده و بر روي شانه هايش بيندازيد.
5- به او بگوييد با تمام افرادي که تاکنون ديده ايد تفاوت چشم گيري دارد. اين موضوع در روابط تان تحوّل شگفت انگيزي به وجود خواهد آورد.
(يک زن خوب، الهام بخش مرد است. يک زن فوق العاده، نظر مرد را جلب مي کند، يک زن زيبا، مرد را شيفته خود مي کند. يک زن دل سوز، قلب مرد را مي ربايد...)
6- به پاس قدرداني از زحماتش، دستش را ببوسيد.
7- فکر کنيد که ديگر محبوب تان را نخواهيد ديد و پس از آن نامه عاشقانه بلندبالايي برايش بنويسيد و به او بگوييد او و عشقش براي شما چه معنا و جايگاهي دارد.
8- در کمد لباس هايش عطر بپاشيد.
9- اگر دلتان مي خواهد احساساتي برخورد کند، شما نيز با او احساساتي تر باشيد.
10- زمان، دل هاي شکسته را درمان مي کند!
11- به نقطه ضعف هاي همسرتان پي ببريد و زماني که بين شما مشکلي پيش مي آيد، انگشت روي آنها نگذاريد.
12- دفترچه اي از حوادث جالبي که برايتان رخ داده است درست کنيد و زماني که او نياز به کمي تجديد روحيه و تفريح دارد آن را در اختيارش بگذاريد.
13- همين امشب به هنگام صرف شام در دهان همسرتان لقمه بگذاريد.
14- با او مانند يک انسان رفتار کنيد نه يک شيء.
15- با او به عنوان مهم ترين شخصيت دنيا برخورد کنيد.
(در صورتي که با افرادي که دوستشان داريد هم دردي کنيد، آنها بيشتر مجذوب شما مي شوند).
16- براي حفظ سلامتي اش از هيچ کاري دريغ نکنيد.
17- وقتي روز بدي را پشت سر گذاشته ايد سرتان را روي شانه هاي او بگذاريد و يک دل سير گريه کنيد.
18- با همديگر از فرزندانتان مراقبت کنيد.
19- هرگاه مي خواهد از خانه خارج شود تا جلوي در خانه دنبالش رفته و او را بدرقه کنيد.
20- هرگاه يک مشاجره لفظي بين شما پيش آمد زود همه چيز را فراموش کنيد.
هرچه زیبایی و خوبی که دلم تشنه ی اوست
مثل گل،صحبت دوست
مثل پرواز کبوتر
می و موسیقی و مهتاب و کتاب،
کوه،دریا،جنگل،یاس،سحر
این همه یک سو،یک سوی دگر،
چهره ی همچو گل تازه ی تو!
دوست دارم همه عالم را لیک
هیچکس را نه به اندازه ی تو!
فریدون مشیری
من نمي دانم و همين درد مرا سخت مي آزارد
که چرا انسان اين دانا اين پيغمبر
در تکاپوهايش چيزي از معجزه آن سوتر
ره نبرده ست به اعجاز محبت چه دليلي دارد ؟
چه دليلي دارد که هنوز
مهرباني را نشناخته است ؟
و نمي داند در يک لبخند
چه شگفتي هايي پنهان است
من برآنم که درين دنيا
خوب بودن به خدا سهلترين کارست
ونمي دانم که چرا انسان تا اين حد با خوبي بيگانه است
و همين در مرا سخت مي آزارد
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن

«دوست داشتن از عشق برتر است... عشق جوششي يك جانبه است. به معشوق نمي انديشد كه كيست؟ اما دوست داشتن در روشنايي ريشه مي بندد و در زير نور، سبز مي شود و رشد مي كند و از اين رو است كه همواره پس از آشنايي پديد مي آيد... عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن. عشق بينايي را مي گيرد و دوست داشتن مي دهد. عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن. عشق غذا خوردن يک گرسنه است و دوست داشتن "همزبانی در سرزمين بيگانه يافتن"...»
منتظر رد پای شما دوستان عزیز هستم.
فهرست اصلی
بهترین دوستان من
آثار بجا مانده از يك عاشق
طراح قالب
POWERED BY