محتســـب مســـتی به ره دیــــد و گریبــانش گرفـــت
مست گفت:ای دوست،این پیراهن است افسار نیست
گفت:مســـتی،زان سـبب افتـان و خــــیزان می روی
گفت:جــــرم راه رفتـــن نیســت،ره هــــموار نیســت
گفت:مــی بایــــد تــــو را تا خانـــه ی قاضــی بــــرم
گفت:رو صبح آی،قاضــی نیمه شـــب بیـــدار نیسـت
گفت:نزدیــک اســت والی را ســـرای،آن جا شـــویم
گفت:والـــی از کـــجا در خانـــه ی خمــــار نیســـت؟
گفت:تا داروغـــه را گوییـــــم،در مســـجد بخـــــواب
گفت:مســـجد خوابـــگاه مــــــردم بدکـــــار نیســــت
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن

«دوست داشتن از عشق برتر است... عشق جوششي يك جانبه است. به معشوق نمي انديشد كه كيست؟ اما دوست داشتن در روشنايي ريشه مي بندد و در زير نور، سبز مي شود و رشد مي كند و از اين رو است كه همواره پس از آشنايي پديد مي آيد... عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن. عشق بينايي را مي گيرد و دوست داشتن مي دهد. عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن. عشق غذا خوردن يک گرسنه است و دوست داشتن "همزبانی در سرزمين بيگانه يافتن"...»
منتظر رد پای شما دوستان عزیز هستم.
فهرست اصلی
بهترین دوستان من
آثار بجا مانده از يك عاشق
طراح قالب
POWERED BY